تبليغاتX
دختر مهربون


دختر مهربون

خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که نفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اين که رفتنت ساده ست
نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جاده ست
خداحافظ واسه اين که نبندي دل به رويا ها
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا

خداحافظ

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:46 توسط Nazanin| |

بياامشب به من محرم شواي اشک
بیاامشب توهم باغم شوای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز
بیا قلب مراهمدم شو ای اشک

من ان گلبوته خشک کویری
بيابرروی من شبنم شوای اشک

رهاکن ميل ماندن دردو چشمم
توجاری بررخ زردم شواي اشک


بيا ارام من در بيقراری
تسلی بخش من هردم شواي اشک
بياامشب به من محرم شواي اشک
بیاامشب توهم باغم شوای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز
بیا قلب مراهمدم شو ای اشک

من ان گلبوته خشک کویری
بيابرروی من شبنم شوای اشک

رهاکن ميل ماندن دردو چشمم
توجاری بررخ زردم شواي اشک


بيا ارام من در بيقراری
تسلی بخش من هردم شواي اشک

بیابغض سکوت سینه بشکن
به چشم خشک من شبنم شوای اشک

دلم مجروح درد غربت تو
به روی زخم دل مرهم شواي اشک

بیابغض سکوت سینه بشکن
به چشم خشک من شبنم شوای اشک

دلم مجروح درد غربت تو
به روی زخم دل مرهم شواي اشک

دلم ازدردهجران نالدامشب
بیادرمان بر دردم شو ای اشک

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:35 توسط Nazanin| |

باران نميشوم که نگويي با چه منّتي خود را بر شيشه مي کوبم تا پنجره را باز کنم و نيم

نگاهي بياندازم... ابر ميشوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و ماه را

در آسمان نگاه کني. چند روزي است كه تنها به تومي انديشم ازخودم غافلم امابه تومي

انديشم شب كه مهتاب درايينه من مي رقصد مي نشينم به تماشا به تو مي انديشم...

چيستي؟خواب وخيالي؟سفري؟خاطره اي؟ كه دراين خلوت شبها به تومي انديشم ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:31 توسط Nazanin| |


Design By : Night Skin